|
دوشنبه 14 فروردین 1391 :: نویسنده : مریم
داشتم وبلاگارو دنبال یه متن زیبا زیر و رو میکردم که چشمم به چند
تا جمله ی کوتاه ولی قشنگ افتاد. تحویل نمیگیرم!! سالی را... که بدون حضور تو تحویل شود... **************************************** مهم نیست مرد باشی یا زن! اگه تن بدی و دل ندی ، فاحشه ای. **************************************** به کسانی که به شما حسادت میکنند احترام بگذارید ، زیرا آنها تنها کسانی هستند که از صمیم قلب باور دارند شما از آنها بهترید. نوع مطلب : مطالب آزاد، برچسب ها :
شنبه 12 فروردین 1391 :: نویسنده : مریم
اعتراف (فروغ فرخزاد) تا نهان سازم از تو بار دگر راز این خاطر پریشان را می کشم بر نگاه ناز آلود نرم و سنگین حجاب مژگان را دل گرفتار خواهشی جانسوز از خدا راه چاره می جویم پارسا وار در برابر تو سخن از زهد و توبه می گویم آه... هرگز گمان مبر که دلم با زبانم رفیق و همراهست هرچه گفتم دروغ بود‚ دروغ کی تو را گفتم آنچه دلخواهست تو برایم ترانه می خوانی سخنت جذبه ای نهان دارد گوئیا خوابم و ترانه ی تو از جهان دگر نشان دارد شاید این را شنیده ای که زنان در دل "آری" و "نه" به لب دارند ضعف خویش را عیان نمی سازند رازدار و خموش و مکارند آه من هم زنی‚ زنی دلکش در هوای تو می زند پرو بال دوستت دارم ای خیال لطیف دوستت دارم ای امید محال نوع مطلب : شعر، برچسب ها : شعر عاشقانه، شعر، ترانه، ترانه های زیبا،
چهارشنبه 2 فروردین 1391 :: نویسنده : مریم
چه احساس عجیبیه وقتی عاشق میشی.
دوست داری هر جوری هست به کسی که دوستش داری وصل باشی. مثلا اگه ازت دور باشه و تو به آسمون نگاه کنی دلت خوش میشه به آسمونی خیره شدی که اونم گاهی که دلش تنگ میشه بهش نگاه میکنه. ولی اگه بهت نزدیک باشه و هر روز ببینیش ولی نتونی از احساست چیزی بهش بگی ...... خیلی سخته ، خیلی سخته که احساستو تو خودت بریزی و از ترس اینکه با گفتنش همین دیدارهای خالی از عشق رو هم از دست بدی فقط و فقط سکوت کنی. وقتی کسی رو دوست داری میخوای هر چه بیشتر در موردش بدونی. اینکه از چه چیزایی خوشش میاد ، چی ناراحتش میکنه. به چه کارهایی علاقه داره ، از چه کارهایی بیزاره. در مورد مسائل مختلف زندگی چه احساسی داره و ... وقتی مشکلی براش پیش میاد تو هم به اندازه ی اون یا حتی شاید بیشتر غصه دار میشی و زمانی که به موفقیتی میرسه یا چیزی خوشحالش میکنه تو هم خوشحال میشی و پا به پای اون شادی میکنی. وقتی توی جمعی هستی و داره بهت خوش میگذره دلت پر میکشه سمت اون و با خودت میگی کاش اونم الان اینجا بود. تمام مدت گفتگوهای خودت و اون رو توی ذهنت مرور میکنی به امید اینکه ردی از علاقه توی حرفاش پیدا کنی و دلگرم بشی به اینکه اونم تورو دوست داره. چقدر سخته وقتی کسی رو دوست داری و کنارش هستی اما نمیتونی خودت باشی. نمیتونی از علایقت حرف بزنی ، از احساساتت. باید نقش بازی کنی چون میترسی خود واقعیت رو دوست نداشته باشه. به قول یکی از دوستام ما دخترها هیچ وقت نمیتونیم در ارتباط با پسرها خود خودمون باشیم، چون که اگه بتونن مارو بشناسن ، اگه همه ی دنیامونو واسشون رو کنیم مثل یه کتاب خونده شده میشیم که سریع کنارمون میزارن و میرن سراغ یکی دیگه. چه احساس عجیبیه وقتی عاشقی........ نوع مطلب : دل نوشته، برچسب ها :
شنبه 27 اسفند 1390 :: نویسنده : مریم
همیشه حرفهایی هست تنها برای نگفتن. حرف هایی از جنس خودم ، از جنس خودت. پر از رمز و
راز. رمز و رازی که هرگز نمی خواهی کسی به جز تو از آن باخبر باشد. همیشه حرفهایی هست که تو آن را تنها با یک نفر در میان میگذاری . کسی که همیشه و در همه حال در کنار توست . گاهی به تو امید می دهد و گاهی ناامیدت میسازد. گاهی با تو مهربان است و گاهی آنقدر به تو ناسزا میگوید که از خودت بیزار میشوی. گاهی تو را تحسین میکند و گاهی آنچنان تحقیرت می سازد که هرگز کسی نتوانسته تو را آن گونه حقیر کند ولی تو هرگز به زندگی بدون او حتی فکر هم نمیکنی. دوستش داری. با همه ی خوبی ها و بدی هایش. وجودش را در کنارت پذیرفته ای آنقدر که بی او ماندن در باور تو نیست. دوستش داری و به خاطرش همه کار می کنی. آخر میدانی تنها اوست که همیشه همراه توست. اوست که در خوشی و ناراحتی به حال خود رهایت نمی کند و چه خوب میشود اگر بتوانی بیشتر به او و خودت کمک کنی . کمک کنی برای بهتر بودن ، بهتر شدن و بهتر ماندن. نمیدانم فهمیده ای که او کیست یا نه ! ادامه مطلب نوع مطلب : دل نوشته، برچسب ها : دل نوشته،
شنبه 27 اسفند 1390 :: نویسنده : مریم
سلام بچه ها! این شعر رو خودم گفتم. امیدوارم که خوشتون بیاد. می دونم
از نظر وزن کمی ایراد داره ولی بعد از مدت هاست که شعر گفتن رو دوباره شروع کردم. واسه همین خواهشا کم و کاستی هاشو ندیده بگیرین. به امید روزی که بتونم شعرای قوی تر و پخته تری بگم. دلم گرفته از این روزهای تکراری از این سکوت ، از این خنده های اجباری ************************ دلم گرفته از این لحظه های پر اندوه که می گذرند شب همه شب به بیداری ******************************** دلم شکسته از تو و از تو و باز از تو از این که سنگ شدی و باز هم نمی باری ******************************** شکسته ای و شکستی و می شکنی هر بار ولی هنوز دم به گلایه بر نمی آری ******************************** تو را به چوب ملامت هزار بار تازیانه زدند چقدر بغض فرو خورده در گلو داری!؟ ******************************** همیشه سنگ صبور بوده ای برای همه چرا به درد خودت اندکی محل نمیذاری؟ ******************************** نگو که روح تو مرده ، نگو که پژمردی نگو که از تو گذشته ، نگو که بیماری ******************************** نگو که اشک ، دوای زخم های تو نیست سبک شو از این همه گریه ، بگو که می باری نوع مطلب : شعر، دل نوشته، برچسب ها : شعر عاشقانه، شعر، ترانه، ترانه های زیبا،
سه شنبه 16 اسفند 1390 :: نویسنده : مریم
سلام دوستای مهربونم. بعد از مدتها دست به قلم شدم تا ماجرایی که چند هفته پیش برام اتفاق افتاد رو واستون تعریف کنم. ماجرایی که وقتی درگیرش شده بودم انرژی زیادی از من گرفت و حال روحی و جسمیم واقعا دگرگون شده بود. نوشتن اتفاقهای اینچنینی قطعا برای دختری مثل من خوشایند نیست ولی دوست دارم با بیانش به دختر خانومایی که ممکنه در شرایط مشابه قرار بگیرن به سهم خودم آگاهی داده باشم.
یه روز که مثل همیشه برای خرید رفته بودم مغازه ، به غیر از پسری که اونجا فروشندگی میکنه پسری رو دیدم که با دیدن من شروع کرد به خندیدن. با خودم گفتم معلوم نیست چشه و به چی میخنده؟ً! فروشنده چیزایی رو که میخواستم آماده کرد و توی پلاستیک گذاشت. من که قصد داشتم از داروخونه هم خرید کنم واسه این که بارم سنگین نشه گفتم این چیزا اینجا باشه تا من برم داروخونه و برگردم. رفتم و برگشتم و پول جنسارو حساب کردم و رفتم خونه. توی خونه وقتی داشتم جنسارو از توی پلاستیک بیرون میاوردم چشمم افتاد به یه کارت که روش یه شماره بود و نوشته بود اگه خواستی زنگ بزن. اونجا بود که با خودم فکر کردم این شماره ی پسریه که اونجا کار میکنه و حتما به دوستش گفته که از من خوشش میاد و برای همین دوستش با دیدن من خندش گرفته بود. قبلا هم این اتفاق برام افتاده بود وچند باری با خواهرم به مغازه ای رفته بودم که صاحب مغازه از من خوشش اومده بود و یه روز در حضور خواهرم شمارشو روی کاغذی نوشت و با اصرار به من داد که من گرفتم اما وقتی از اونجا اومدیم بیرون چند قدم که دور شدیم شمارشو انداختم توی جوب کنار خیابون. خواهرم پرسید چرا اینجوری کردی و من جواب دادم برای اینکه وسوسه نشم و به اون شماره زنگ نزنم. ادامه مطلب نوع مطلب : خاطرات شخصی من، برچسب ها :
یکشنبه 4 دی 1390 :: نویسنده : مریم
تا حالا با خودتون فکر کردین وقتی پدر خوانواده ای مرتکب قتل نفس
میشه کدام خوانواده بیشتر آسیب میبینه؟ خانواده ی مقتول یا خانواده ی قاتل؟ شاید سوالم واسه شما عجیب باشه ولی چند روز پیش داشتم گزارشی در این مورد میخوندم و این گزارش فکرمو بدجوری به خودش مشغول کرد. از اونجایی که به نویسندگی علاقه ی خاصی دارم ساده از کنار موضوعات مختلف نمیگدرم و فکر میکنم این موضوع میتونه سوژه ی خوبی برای نوشتن یک داستان یا ساخت یک اثر ماندگار باشه. از نظر من خانواده ی قاتل متحمل آسیب های بیشتری خواهد شد. چون علاوه بر از دست دادن پدر و فقدان پشتیبان مالی و عاطفی خانواده با مشکلات عدیده ی دیگری نیز دست به گریبان خواهد شد. در واقع داغ قاتل بودن پدر خواه ناخواه تا پایان عمر بر پیشانی فرزندان آن خانواده حک خواهد شد و ادامه مطلب نوع مطلب : مطالب آزاد، برچسب ها :
چهارشنبه 16 آذر 1390 :: نویسنده : مریم
سلام. خیلی وقته که نتونستم پست جدیدی توی وبلاگم بزارم.
به این خاطر از همه ی دوستانی که به امید خوندن پست جدیدی به وبلاگم سر میزنن و نا امید برمیگردن معذرت میخوام. ولی واقعا درگیر کارهای روزمره ام هستم و خیلی وقت کم میارم. یادمه وقتی تازه وبلاگمو راه انداخته بودم . اینقدر شوق و ذوق خوندن نظرات بچه هارو داشتم که بعضی شبا از خواب پا میشدم و سری به وبم میزدم به این امید که کسی نظر تازه ای گذاشته باشه. خیلی چیزا رو وقتی برای اولین بار تجربه میکنی جذابیت زیادی برات دارن ولی به مرور زمان واست عادی میشن و میری دنبال چیزای تازه تر. سعی میکنم حداقل ماهی یک بار با یک مطلب تازه در خدمت شما دوستای گلم باشم. نویسنده های دیگه ی وبلاگ هم هر کدوم درگیر کار و زندگی خودشون هستن و وقتی من که مدیر وبلاگم اینقدر کم به وبم سر میزنم نمیتونم از کس دیگه ای انتظار داشته باشم. خب دیگه این پست داره طولانی میشه. بهتره تمومش کنم. فعلا خدانگهدار. نوع مطلب : برچسب ها :
یکشنبه 5 تیر 1390 :: نویسنده : مریم
اینم چند نمونه ی دیگه از نقاشی های من ![]() ادامه مطلب نوع مطلب : طراحی های من، برچسب ها : طراحی، نقاشی، طراحی های جالب، نقاشی های زیبا، طرح های فانتزی، نقاشی های فانتزی،
شنبه 4 تیر 1390 :: نویسنده : مریم
سلام بچه ها. این نقاشی های فانتزی رو هم با استفاده از نرم افزار paint
(که در هر ویندوزی وجود داره) کشیدم , ولی واقعا کار کردن با paint خیلی سخته و به آسونی نقاشی روی کاغذ نیست. اما سرگرمی خیلی جالبیه مخصوصا اگه طرح قشنگی از توش در بیاد. اگه علاقه ای در خودتون سراغ دارید بد نیست شما هم امتحان کنید. ![]() ادامه مطلب نوع مطلب : طراحی های من، برچسب ها : طراحی، نقاشی، طراحی های جالب، نقاشی های زیبا، طرح های فانتزی، نقاشی های فانتزی،
جمعه 3 تیر 1390 :: نویسنده : مریم
اینم یکی دیگه از عکس های آنجلینا (این هنرپیشه ی جذاب هالیوود)
که من از روی اون طراحی کردم. ادامه ی مطلب رو حتما ببینید. عکس آنجلینا ![]() اینم عکس هنریش برای استفاده در طراحی ![]() ادامه مطلب نوع مطلب : طراحی های من، برچسب ها : طراحی، نقاشی، طراحی های جالب، نقاشی های زیبا، طرح های فانتزی،
جمعه 3 تیر 1390 :: نویسنده : مریم
سلام دوستای خوبم. امروز بعد از مدت ها با یه آپ جدید و جالب در خدمت
شما هستم. این طرحی که در ادامه ی مطلب می بینید کار خودمه که با استفاده از نرم افزار طراحی Paint.NET.3.5.5 کشیدم . امیدوارم خوشتون بیاد. ادامه ی مطلب رو حتما ببینید. عکس آنجلینا ![]() این طرح اصلی هستش که از روش طراحی کردم ![]() ![]() ادامه مطلب نوع مطلب : طراحی های من، برچسب ها : طراحی، نقاشی، طراحی های جالب، نقاشی های زیبا، طرح های فانتزی،
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : Tina
![]() صبح وقتی از خواب بیدار شدم ، سرم به شدت درد میکرد. حوصله ی انجام هیچ کاری رو نداشتم. دو سه روز دیگر بیشتر تا مهمانی فرصت نبود و من نتونسته بودم هیچ پولی تهیه کنم. نمی دونستم باید چیکار کنم . با بی اشتهایی صبحانه ام را تمام کردم. همیشه وقتی عصبی میشم اشتهامو از دست میدم ؛ برعکس زری ، همسایمون ، که وقتی عصبی میشه بیشتر میخوره. نشستم پای تلویزیون تا حالم بهتر بشه. اما اصلا نمی تونستم حواسمو به برنامه ای که نشون می داد متمرکز کنم. یک لحظه از ذهنم گذشت که سری به گردنبند بزنم. رفتم و از کمد برداشتمش. خدای من! خیلی قشنگ بود. وقتی فکر میکردم این گردنبند مال من نیست و قراره به سارا برسه سرم داغ میکرد. ادامه مطلب نوع مطلب : ماجراهای من و امیر، برچسب ها : داستان زندگی، داستان دنباله دار،
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مریم
کسب درآمد واقعی شما هم می توانید به راحتی صاحب در آمدی عالی و دائمی شوید.
تمامی افراد در ایران و سراسر جهان آزاد است و هر فردی با هر مقدار دانش و توانائی می تواند از سایت فروتل درآمد بسیار مناسبی كسب كند. در سیستم كسب درآمد از فروتل شما به ازای بازاریابی و تبلیغات برای كالاهای مجازی كه در این سیستم وجود دارد، درآمد خواهید داشت همچنین در زمینه جذب فروشنده و یا همكاری های تبلیغاتی گسترده تر می توانید با ما همكاری دائمی داشته باشید و به مرور و با همكاری مداوم و حرفه ای شدن در این كار ماهانه درآمد مناسبی خواهید داشت و می توانید این كار را به عنوان یك شغل پردرآمد حتی در منزل برای خود در نظر بگیرید كه زمان زیادی هم از وقت شما را نمی گیرد.
که بر روی بنر زیر کلیک فرمایید. این فرصت استثنائی را از دست ندهید.
نوع مطلب : برچسب ها : کسب درآمد اینترنتی، کسب درآمد، |
||